زمانی که در ساحل یا کویر یا کوهستان قدم میزنم ، دیدن استخوان باقی مانده از لاشه ی حیوانات ، بیش از عناصر دیگر طبیعی برایم ایجاد توجه میکند و ذهنم را درگیر میسازد. خاصیت دریا این است که آنچه را دیگر نمیخواهد به سمت ساحل روانه میکند و بیابان آنچه را نمیخواهد به باد.
وجود استخوان و یا اسکلت پرندگان دریایی ، ماهی ها ، صدف ها ، ماهی های مرکب ، خرچنگها و گاه لاک پشت ها و دلفین ها در ساحل و نیز دیگر پرندگان و حیوانات در بیابان ، حتی با فاصله ای نه چندان دور از محیط های شهری مرتب این سوال را در ذهنم مطرح میکند که من انسان چه اندازه در مرگ این موجودات دخیل هستم ؟ آیا با وجود دخالتهای بیش از حد انسان ، نظم چرخه ی حیات و مرگ در کره ی زمین برقرار است؟
این وسوسه برای بازآفرینی دوباره ی موجوداتی که استخوانهایشان را طبیعت فرسوده است ، گاه مرا به سوی تخیل و چیدمانی غیر معمول از استخوانها میکشاند .

جزیره هرمز – زمستان 1387
چیدمان با استفاده از کف دریا (استخوانهای کمر ماهی مرکب) که در ساحل جزیره هرمز به وفور یافت میشوند و ماهی های ریزی که
به دلیل خوراکی نبودن توسط صیادان به کود و غذای ماهیهای آکواریومی تبدیل میشوند

………………..

جزیره هرمز – زمستان 1388
چیدمانی از سنگ ، اسکلت ماهی ، کف دریا ، صدف و مرجانهای مرده

………………..

شاید ماهی – کویر شرق اصفهان – تابستان 1390
چیدمانی از سنگ وچوب و استخوانهای فرسوده ی الاغ و گاو و گوسفند ،رها شده در بیابان (موجود در همان حوالی ، اطراف خانه ی
شغالها)

………………..

 

چیدمانی از پلاستیک، ویدئو و موجوداتی ساخته شده از ترکیب استخوانهای فرسوده ی گاو ،گوسفند و الاغ در فضای بسته ی گالری

………………..


شرحی از چیدمان ” استخوانها نیز آب می نوشند ” – اصفهان ، بستر خشکیده زاینده رود- پاییز 1390

چیدمانی از استخوانهای فرسوده ی گاو ، الاغ و گوسفند در اعتراض به بسته شدن رودخانه زاینده رود